شهاب الدين احمد سمعانى

302

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

سوخته سياه و تاريك است ترا با وى چه‌كار ؟ گفت : آرى چنين است ليكن داغ ما دارد . امروز آتش يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ در دل تو زده‌اند و تو سوختهء محبّت شده‌اى ، چنان كه اين سوخته را بار گران بر سر نهند ، بار گران مرگ بر اجزاء و اعضاى تو نهند ، پس در صوان لحد در مشاهدهء لطف احد بدارند ، پس آنگه فردا كه نور نظر پادشاه از عالم آشكارا گردد در تو آويزد و ترا جمالى دهد كه بدر را در مقابلهء تو قدر نماند و ماه را جاه نماند و خور را 83 نور نماند . عبارت از آنچه آيد ؟ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ، وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً . اختلاف نسخه‌ها